دل ابری

چيزي مپرس..آهسته وارد شو..اينجا ديگر..دلي براي دلي نمي تپد

خانـ ه لینـ ک ایمیـ لـ پروفایـ لـ طـراح

دیروز بهشت زهرا بودم اول رفتم قطعه هنرمندان

رفتم مزار پاشایی خیلی شلوغ بود اما تونستم ببینمش

عیدت مبارک مرتضی پاشایی عزیز

عیدتون مبارک هنرمندان عزیز

عیدتون مبارک رفتگان عزیز

 

 

 

 

 

 

 

♥ شنبه ۱ فروردین۱۳۹۴♥ 13:5 ♥ شيوا ♥

ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺷﺒﻴﻪ ﺣﺮﻓﻬﺎﻳﺸﺎﻥ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ ...
ﺳﺎﺩﻩ ﻟﻮﺡ ﻧﺒﺎﺵ !!
ﻫﻴﭽﻜﺲ, ﺩﻳگرﯼ ﺭﺍ , ﺑﺮﺍﯼ ﭼﻴﺰﯼ ﻛﻪ ﻫﺴﺖ ﺩﻭﺳﺖ
ﻧﺪﺍﺭﺩ !
ﻋﻼﻗﻪ ﯼ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺑﻪ ﻫﻢ, ﺍﺯ ﻧﻴﺎﺯﻫﺎﻳﺸﺎﻥ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﻴﺸﻮﺩ ,
ﻧﻴﺎﺯﻫﺎیی ﻛﻪ ﺷﺎﻳﺪ ﺭﻭﺯﯼ , ﺁﺩﻡ ﺩﻳﮕﺮﻱ, ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻬﺘﺮﯼ
ﺑﺮﺍﻳﺸﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ...

حسین پناهی

 

 

 

 

 

♥ جمعه ۱۷ بهمن۱۳۹۳♥ 18:30 ♥ شيوا ♥

روزگار عجیبی ست
آدمـــها
وقتی می خواهند به تـــو نــزدیک شـــوند
دروغ می گوینـــد
وقتی میخواهنـــد بـــروند
راست می گوینـــد
و هـــرگــز به یــاد نمی آورنـــد
تمـــام بودنـــشان
همـــان دروغ اولــست
که به رویـــشان نیـــاوردی 
 
 
 
  
 
 
♥ جمعه ۲۸ آذر۱۳۹۳♥ 14:42 ♥ شيوا ♥

دلم واسه صدات تنگ میشه تا ابد

خدانگهدار پاشایی عزیز




♥ شنبه ۲۴ آبان۱۳۹۳♥ 22:58 ♥ شيوا ♥

در بازی زندگی یاد می گیری
اعتماد به حرفهای قشنگ بدون پشتوانه
مثل آویختن به طنابی پوسیده ست یاد می گیری
نزدیک ترین ها به تو گاهی می توانند دورترین باشند
که باید آنقدر از خودت برای روز مبادا پس انداز داشته باشی
که بتوانی یک روزی تمامت را بغل کنی و راه بیفتی و بروی و در جایی که شنیده و فهمیده نمی شوی نمانی
یاد می گیری
دیوار خوب ست
سایه درخت مطلوب ست
اما هیچ تکیه گاهی ابدی نیست
یاد می گیری
بره نباشی که گرگ می شوند به جانت
که چگونه چینی احساست را بند بزنی و
خیاط خوبی شوی برای دلت
امید را هر شب به جا رختی تردید بیاویزی و
صبح به تن کنی
تا نشکنی و برای خودت بمانی
یاد می گیری
کم کم خودت را دوست داشته باشی
که سرمایه گرانبهای هر آدمی
تنها خودش است..
 

 

 

  

♥ دوشنبه ۱۲ آبان۱۳۹۳♥ 22:33 ♥ شيوا ♥

 

 

 

♥ شنبه ۱۹ مهر۱۳۹۳♥ 0:5 ♥ شيوا ♥

 

امشب شب تولدمه

خدا كنارم بود و دوستای مهربونم

دوست دارم خدا جونم هرچند من همدم خوبي نيستم

 

 

 

اين كارتو يه دوسته خوب واسم ايميل كرده مرسي عزيزم

 

 

 

 

 

 نذر کرده ام
یک روزی که خوشحال تر بودم
بیایم و بنویسم که
زندگی را باید با لذت خورد
که ضربه های روی سر را باید آرام بوسید
و بعد لبخند زد و دوباره با شوق راه افتاد
یک روزی که خوشحال تر بودم
می آیم و می نویسم که
" این نیز بگذرد "
 


 

♥ یکشنبه ۹ شهریور۱۳۹۳♥ 22:58 ♥ شيوا ♥

صدایم میزد : ‌”گلم” !

گلی بودم در باغچه ی دلش، اما…

او باغبان عاشقی نبود،
 

گاهی سر میزد و دل میبرد،
 

سالها بعد دانستم که من تنها نبودم

 

او باغبان گل های زیادی بود!

 

 

 

 

 

 

♥ جمعه ۳ مرداد۱۳۹۳♥ 13:43 ♥ شيوا ♥

 

از خوب ها بيشتر مي ترسم

يك روز "تو" خوب من بودي......

 

 

 

♥ پنجشنبه ۵ تیر۱۳۹۳♥ 21:12 ♥ شيوا ♥

خاكي خاكي ام...

آن كه دنيايم بود...

آن چنان زمينم زد كه...

تا آخر عمر بايد...

خودم را بتكانم...

 

 

 

 

♥ سه شنبه ۱۹ فروردین۱۳۹۳♥ 20:38 ♥ شيوا ♥



طراح : صـ♥ـدفــ